گالری تصاویر
پیوندهای مهم





اخبار > مقاله روانشناسی: تربیت فرزند


  چاپ        ارسال به دوست

مقاله روانشناسی: تربیت فرزند

تربیت فرزند

این مقاله به موضوع فرزند پروری و دانستن اصول و فنون بسیاری اشاره دارد که نیاز شما برای داشتن فرزندی سلامت ، خوب و موفق خواهد بود .

متأسفانه اولین معلمان کودک ، در واقع همان والدین، بدون مهم شمردن این دوران تصمیم به والد شدن می گیرند و با کوهی از آرزو و رویاهای بسیار زیبا و با وجود تلاش بسیار در این امر مهم شکست خورده و موفقیتی نخواهند داشت و قصر آرزوهای خود را ، ویرانه ای بیش نمی بینند ، از فرزندان خود به شرح زیر یاد می کنند :

پرخاشگر، بهانه جو، گستاخ ، بی اعتنا ، لجباز، بی نظم و انضباط ، بی مسئولیت و...

برای پرورش هر چه بهتر فرزندانمان باید دنیایی اطلاعات داشت و مهارت های بسیار زیادی که بتوان کودک را تربیت و به بهترین وجه به رشد و کمال خود رساند .

-فرزند پروری: فرآیند پرورش فرزند با آگاهی به تمامی ابعاد سلامت، رشد جسمی، شخصیتی، ذهنی، هیجانی، عاطفی، اجتماعی از نوزادی تا بزرگسالی.

چندی از احادیث و روایات از پیامبر اکرم )ص(و امامان معصوم:

پیامبر اکرم )ص( می فرمایند :

مهر خداوندی از آن بنده ای باد که فرزند خود را با نیکی کردن به وی و دمسازی با او و آموزش و ادب کردن وی ، در نیکو شدنش یاری دهد.

امام رضا)ع( می فرمایند :

هرگاه به کودکان وعده ای میدهید آنرا برایشان عملی کنید ) تعهد پذیری( زیرا آنان می پندارند شما همان کسانی هستید که روزیشان می دهید . بی گمان خداوند بزرگ به اندازه ای که برای رعایت نکردن حقوق زنان و کودکان خشمناک می شود ، برای چیز دیگری خشمناک نمی شود .

پیامبر اکرم )ص(میفرمایند :

فرزند هفت سال سرور است ، بازی و آزادی کودک همراه با کنترل و نظارت

هفت سال بنده و فرمانبردار  پرورش ، تربیت و آموزش کودک ) و هفت سال یاور است ( به کار گیری آموخته ها ، الگوبرداری نهایی و مساوات با والدین

همچنین  حضرت علی( ع) می فرمایند :

کودک هفت سال تربیت می شود . هفت سال ادب می آموزد و هفت سال به کارگرفته می شود .

* خصوصیات خانواده های موفق در امر فرزند پروری

-1 والدین موفق، چگونگی روابط بین خودشان در اولویت است، درست است که توجه و صرف انرژی بسیار برای فرزندان امری لازم است ولی برای بقا و دوام خانواده روابط بین همسران باید در اولویت باشد تا با انرژی و آرامش بیشتری بتوانند وقت خود را صرف فرزندان کنند.

-2 حمایت والدین از یکدیگر و نشان دادن اینکه فرزند پروری امریست در جهت بهبود خانواده وآرامش خاطر خودشان از آینده و احساس رضایت از زندگی و همچنین رضایت متقابل تمام افراد خانواده از یکدیگر .

-3والدین موفق ، فرزند پروری را کاری گروهی می دانند و در اِعمال تربیت ، رفتار و واکنش ها ، در ارتباط با فرزندان هماهنگ هستند ، نه اینکه پرورش فرزندان فقط به عهده یک نفر باشد و دیگری نظاره گر، زیرا امری است زمانگیر و صرف انرژی زیادی می خواهد تا بتوان فرزند پروری خوبی داشت . والدین باید بتوانند در نظام تربیتی خود هماهنگی کاملی داشته باشند و در مقابل هر رفتار کودک ، واکنشی در یک راستا از خود بروز دهند تا اینکه کودک رفتاری متعارض از والدین خود نبیند . زیرا کودکان بد بودن و یا خوب بودن هر رفتاری را با درجات و میزان مختلف واکنشهای بزرگسالان در ذهن خود ثبت می کنند و این گونه ابعاد رفتاریشان شکل می گیرد و متوجه می شوند چه کاری به چه میزان خوب است و چه کاری به چه میزان بد است و چه کاری می تواند چه نوع پاداش و چه نوع عواقب و محرومیت هایی در بر داشته باشد ، حال اگر رفتار والدین با هم همسو نباشد ، کودک دچار نوعی دوگانگی شده و اغلب سعی می کند غریزی عمل کند و این نوع رفتار در شخصیت او قالب می گیرد .

-4از دیگر خصوصیات والدین موفق در این امر مهم ، اعتباریست که نزد فرزند دارند ، فرزندانی که پدر و مادری با این خصیصه دارند تربیت پذیر بوده و والدین خود را مرجع اصلی الگوبرداری خود می دانند .والدین در ارتباط با مسایل تربیتی ، برنامه ریزی ، توافق و مشارکت دارند و نسبت به رشد کودک این برنامه ریزیها را تغییر و ارتقا می بخشند ، در غیر اینصورت کودکان از اختلاف و تفاوت و ناهماهنگی والدین استفاده کرده و آنها را بازی می دهند ، برابرهرواکنشی درمقابل رفتار خود به والد دیگر پناه برده و بالعکس ، با این شرایط کودک تکلیف روشنی از نتایج رفتار خود ندارد زیرا که تفاوت و اختلاف در رفتار والدین خود را بارها مشاهده کرده است و اعتبار والدین نزد کودک از بین می رود ، در این مواقع می بینیم کودک دیگرانی چون دایی خاله و یا دوست همسال خود را جهت الگوبرداری معتبری انتخاب می کند و دیگر این والدین نیستند که کودک را تربیت می کنند ، در واقع محیط که نسبتاً غیر قابل کنترل است این کار را انجام می دهد .

-5 والدینی که محبت ، آرامش و امنیت را بین خودشان به بهترین وجه برقرار نموده ، بستری مناسب برای تربیت و رشد کودک خود ایجاد می کنند چراکه بحث و جدل های خصمانه والدین و خصومت هایی که بین آنها رخ می دهد و چه بسا درگیری های فیزیکی ، باعث ایجاد جوی نا آرام و نا امن شده و در کودک خلق و خوی بی ثبات ، تکانه ای و نیز اضطرابی قابل توجه ایجاد کرده و موجب اختلال در تربیت او می گردد.)ادامه دارد(

اکرم نجف لو      

   روانشناس خانواده ، نویسنده و پژوهشگر

 


١٢:٥١ - سه شنبه ٢٠ بهمن ١٣٩٤    /    شماره : ٣٧٩٢١٩    /    تعداد نمایش : ٢٤٢







اداره کل ارزیابی و نظارت

کليه حقوق اين سايت متعلق است به وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران